اخبار و رویداد‌هاخبرهای مهمسرخط اخبار

تبیین توحید، معاد و الهامات رحمانی در اندیشه بانو امین

نشست «آشنایی با مکتب بانو امین» به مناسبت چهل‌ودومین سالگرد رحلتشان با حضور اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد. این نشست‌ها با هدف بازخوانی میراث علمی و معنوی بانو امین و پیوند دادن نسل کنونی با سرمایه‌های معرفتی گذشتگان، با تأکید بر حفظ حریم علما و اولیای الهی شکل گرفت.

به گزارش پایگاه خبری بانوان قرآنی، طاهره موسوی استاد حوزه علمیه تهران و عضو مؤسسه کانون فرهنگی بانو امین در مقام گرامیداشت مقام علمی این بانو مجتهده به موضوع «توحید و معاد از منظر بانو امین در نفحه ۳۳ و ۵۶» پرداخت و با قدردانی از تلاش‌های برگزارکنندگان، بر اهمیت شکل‌گیری چنین جلساتی برای انتقال میراث معرفتی به نسل امروز تأکید کرد.

اعراف؛ مقام انسانی و محور ولایت  

موسوی در آغاز بحث، با اشاره به آیه ۴۶ سوره اعراف به پیوند مفهومی این آیه با آیات پیشین، به تفسیر «اعراف» پرداخت و گفت: مفسران غالباً اعراف را به معنای مکانی مرتفع دانسته‌اند، اما در روایات، به‌ ویژه روایتی که بانو امین در «اربعین هاشمیه» (حدیث شانزدهم) نقل کرده، افق عمیق‌تری از این مفهوم گشوده می‌شود.

در این روایت، امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به پرسش درباره رجالِ اعراف، جایگاه ولایت را محور شناسایی اهل بهشت و جهنم معرفی می‌کند؛ جایگاهی که در آن، شناخت خداوند بدون معرفت اولیای الهی ممکن نیست و ورود به بهشت و جهنم براساس پذیرش یا انکار ولایت رقم می‌خورد. بر این اساس، اعراف نه صرفاً یک «مکان»، بلکه مقامی وجودی است که مراتب انسان‌ها را از یکدیگر جدا می‌سازد.

مقام انسانیت، نه دیوار میان بهشت و جهنم

موسوی تأکید کرد که حجاب میان بهشت و جهنم را نباید به‌صورت دیوار یا پرده‌ای مادی تصور کرد، بلکه این حجاب، همان مراتب وجودی انسان‌هاست. اعراف، قله رفیع مقام انسانیت است؛ مقامی که مصداق اتم آن، معصومان(ع) هستند، هرچند حتی میان معصومان(ع) نیز مراتب و درجات وجود دارد.

این مقام به‌طور مطلق منحصر در معصومان باقی نمی‌ماند؛ انسان‌ها با پیروی از اولیای الهی، سیر علمی و عملی، و التزام به ولایت می‌توانند به مراتبی از کمال و حتی عصمت اکتسابی دست یابند. از این منظر، «رجال» در آیه، ناظر به جنسیت نیست، بلکه اشاره به «مقام انسانی» دارد که زنان و مردان می‌توانند به آن نائل شوند.

بانو امین؛ سلوک معنوی در متن زندگی  

وی در ادامه توضیح داد: به زندگی بانو مجتهده امین پرداخته شد؛ بانویی که مسیر کمال را نه با کناره‌گیری از زندگی، بلکه در متن مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی پیموده است. در زندگی‌نامه بانو امین نشانی از ریاضت‌های افراطی یا چله‌نشینی‌های مرسوم دیده نمی‌شود؛ بلکه او در عین همسرداری، مادری و تدبیر امور خانه، به تحصیل، تهذیب نفس و سیر معرفتی پرداخت.

کتاب «نفحات‌الرحمانیه» در همین بستر معنا پیدا می‌کند؛ کتابی که مشتمل بر واردات قلبی و الهامات رحمانی است. «نفحه» در اینجا، به معنای الهاماتی است که در مقابل وساوس شیطانی قرار دارد و نصیب انسان‌هایی می‌شود که روح خود را مهیا کرده‌اند.

نزول وحی یا عروج انسان؟  

موسوی در تبیین ماهیت این الهامات، به این نکته اشاره کرد: در امور معنوی، «نزول» به معنای پایین آمدن حقیقت نیست، بلکه به تعبیر استاد جوادی آملی، ترقی روح انسان است. انسان با سیر الی‌الله بالا می‌رود و ظرفیت دریافت حقیقت را پیدا می‌کند؛ همان‌گونه که در مسئله نزول قرآن نیز، حقیقت امر به عروج پیامبر(ص) بازمی‌گردد، نه تنزل کلام الهی.

در «نفحات‌ الرحمانیه»، بانو امین از دوره‌ای طولانی سخن می‌گوید که این الهامات برای او رخ می‌داد، اما از نگارش آن‌ها پرهیز داشت؛ از یک‌سو بیم سوءبرداشت و خودستایی و از سوی دیگر، احساس هدررفتن و ناگفته‌ماندن این معارف است. سرانجام، با الهام از آیه‌ای الهی، تصمیم به نگارش این واردات گرفتند.

معرفت نفس؛ کلید فهم نفحات

موسوی تأکید کرد: فهم چنین الهاماتی بدون «معرفت نفس» ممکن نیست؛ همان اصلی که بزرگان دین بارها بر آن تأکید کرده‌اند. انسان عالمی است که مقتضیِ دریافت حقیقت در او وجود دارد، اما موانعی چون اشتغالات دنیوی، حجاب این دریافت می‌شوند. بانو امین توانست در دل همین اشتغالات، این موانع را کنار بزند.

در ادامه، به نمونه‌هایی از رؤیاها و مکاشفات نقل‌شده در نفحات اشاره شد؛ از جمله تجربه‌ای که بانو امین در آن، خود را در میانه خوف و هجوم می‌بیند و با حضور پیامبر اکرم(ص) آرامش می‌یابد؛ حضوری پدرانه که به شفاعت، رفع خوف و افاضه اسرار می‌انجامد. این مکاشفات، اگرچه در مرتبه‌ای پایین‌تر از وحی نبوی قرار دارند، اما در چارچوب الهامات رحمانی معنا پیدا می‌کنند.

توحید و معاد در نفحه‌های ۳۳ تا ۵۶  

موسوی در بخش پایانی سخنان خود که به نفحه‌های ۳۳ تا ۵۶ کتاب اختصاص داشت، گفت: این فقرات جایی است که بانو امین به اوج بیان توحیدی و معادشناسانه می‌رسند. در این نفحات، حقیقت ایمان به‌گونه‌ای ترسیم می‌شود که انسان خداوند را در همه مراتب هستی می‌بیند؛ نه صرفاً به‌عنوان خالق اشیا، بلکه به‌مثابه حقیقتی حاضر در تمام عوالم.

در نفحه‌های پایانی، معاد نه یک واقعه منفصل، بلکه ادامه طبیعی سیر وجودی انسان معرفی می‌شود؛ صحنه‌ای که در آن، مراتب معرفتی انسان‌ها، صورت و ظهور می‌یابد. گستردگی این مباحث به اندازه‌ای است که بخش عمده کتاب  «نفحات‌الرحمانیه» را به خود اختصاص داده و آن را به اثری متمایز در حوزه توحید، انسان‌شناسی و معاد تبدیل کرده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا