چهره‌ها و گفتگو

هجرت از تهران به قم برای ساختن خانواده حافظ کل قرآن

زهراسادات ابوترابی، متولد ۱۳۴۵، حافظ کل و مدرس قرآن در واحد علوم و فنون و علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسسه جامعهالقرآن الکریم و اهل‌البیت(ع)، مسیر ورود خود به عرصه قرآن را با دغدغه فرزندانش پیوند می‌زند. به پیشنهاد همسرش که دوست داشت فرزندانشان حافظ قرآن شوند، او در اواخر دهه ۷۰ به‌دنبال مؤسسات قرآنی معتبر رفت و ابتدا فرزندان را به مؤسسه مهد قرآن در تهران برد؛ جایی که خودش نیز در حین انتظار برای پایان کلاس‌ها، حفظ آیات را آغاز کرد و به‌تدریج همراه فرزندانش در این مسیر پیش رفت.

با شنیدن خبر طرح‌های فشرده حفظ یک‌ساله در جامعهالقرآن، این خانواده تصمیم مهمی گرفتند: همسر که فرهنگی بود انتقالی گرفت و در سال ۱۳۷۹ همه خانواده از تهران به قم هجرت کردند تا در فضایی قرآنی‌تر، پروژه «خانواده حافظ» را جدی‌تر دنبال کنند. پسر و یکی از دختران در قم وارد طرح‌های حفظ یک‌ساله شدند و دومین دختر، در تهران حفظ را به پایان رساند. ابوترابی می‌گوید در ابتدا تصور می‌کردند فقط یک سال در قم بمانند، اما به‌دلیل ادامه مسیر حفظ و سپس تدریس و تثبیت، حدود هشت سال در این شهر ماندگار شدند. فرزندان در مدت یک سال حافظ کل شدند و او خود در سال ۱۳۸۰ پس از دو سال تلاش مستمر موفق به حفظ کل قرآن شد.

وی درباره روش کار خانواده می‌گوید: صبح‌ها فرزندان در کلاس‌های جامعهالقرآن شرکت می‌کردند و بعدازظهرها در خانه با هم مرور و تحویل محفوظات انجام می‌شد. حضور در مسابقات و کسب رتبه‌های متعدد، به‌ویژه برای پسرش که صوت و لحن قوی و شاگردی استاد احمد دباغ را در کارنامه دارد، به تثبیت محفوظات کمک کرده است. ابوترابی تأکید می‌کند که اگرچه در دوره‌های رسمی تثبیت شرکت نکرده‌اند، اما مرور خانوادگی جزء لاینفک زندگی‌شان است.

او بیشترین برکت حفظ را «آرامش» می‌داند: «وقتی با قرآن هستی، انگار همه چیز را داری. قبل از حفظ کل، در مواجهه با سختی‌های زندگی بی‌تاب‌تر بودم؛ اما هم‌نشینی با قرآن باعث شد در برابر فراز و فرودها، صبورتر و متعادل‌تر شوم. این آرامش را به‌روشنی در خودم و فرزندانم می‌بینم.»

ابوترابی که ۱۶ سال سابقه تدریس حفظ و قرآن دارد، یکی از علل کم‌فروغ شدن برخی محافل قرآنی را «خشکی کلاس‌ها و کمبود اساتید خلاق و متخصص» می‌داند: «کلاس قرآن نباید مثل کلاس خشک ریاضی باشد. اگر نتوانیم جذابیت‌های واقعی قرآن را نشان دهیم، طبیعی است که بچه‌ها به سمت کلاس‌های زبان و موسیقی بروند و کلاس قرآن در حاشیه بماند. هنر معلم این است که قرآن را از مهجوریت دربیاورد و آن را به زبان ساده و ملموس وارد زندگی مخاطب کند.»

هجرت از تهران به قم برای داشتن خانواده حافظ کل قرآن/ فراز و فرود زندگی و آرامشی که از قرآن گرفتم

او به تجربه وبلاگ شخصی خود با عنوان «درخشنده» اشاره می‌کند؛ جایی که خاطرات زندگی‌اش را با آیات قرآن گره می‌زند: «بسیاری از مخاطبان وبلاگ من لزوماً قرآنی نیستند، اما وقتی روایت‌های زندگی را کنار آیات می‌بینند، می‌گویند انگار برای اولین بار است که این آیات را می‌خوانیم و باورمان نمی‌شود این‌قدر عملی و روزمره باشند.» ابوترابی این تجربه را شاهدی بر این می‌داند که یکی از ضعف‌های جدی ما، معرفی قرآن به‌عنوان کتابی سنگین و دست‌نیافتنی است؛ در حالی که اگر آیات در قالب خاطره، اخلاق و تجربه عینی به مردم نشان داده شود، قرآن تبدیل به «نقشه راه زندگی» می‌شود.

وی با اشاره به پژوهش خود در حوزه آسیب‌شناسی روش‌های حفظ قرآن، برخی چالش‌ها را چنین برمی‌شمارد: فقدان آزمون‌های تعیین سطح، بی‌توجهی به استعداد و ظرفیت واقعی متقاضیان، به‌کارگیری اساتید غیرحرفه‌ای و غلبه شیوه‌های خشک در کلاس‌ها. به‌نظر او، استانداردسازی دوره‌های حفظ و آموزش اساتید مسلط به آیات، علوم قرآنی و روان‌شناسی آموزش، برای پایداری این مسیر ضروری است.

ابوترابی درباره جایگاه صوت و لحن در میان حافظان نیز معتقد است: بسیاری از حافظان به‌دلیل استماع کم تلاوت‌های عرب‌زبان، در تغییر لهجه فارسی به عربی مشکل دارند و بیش از حد از قاریان ایرانی تقلید می‌کنند. او توصیه می‌کند حفاظ برای اصلاح تلاوت خود به سراغ قراء مصری همچون عبدالباسط و منشاوی بروند تا هم تجوید و هم لحن عربی را عمیق‌تر بیاموزند.

این مدرس قرآن، توجه به مفاهیم و تفسیر را در کنار حفظ «بسیار حیاتی» می‌داند: «هرجا امکانش باشد، در کلاس‌های حفظ گریزی کوتاه به ترجمه و نکته تفسیری می‌زنم. حفظ بدون فهم، ماندگاری و اثر تربیتی لازم را ندارد.» او آیه ۳۴ سوره فصلت را از آیات محبوب خود معرفی می‌کند؛ آیه‌ای که دعوت به دفع بدی با نیکی می‌کند و به‌گفته او، اگر در روابط اجتماعی جدی گرفته شود، می‌تواند حتی دشمن را به دوست صمیمی تبدیل کند.

ابوترابی در پایان، ضمن اشاره به تأثیر تشویق‌هایش بر ورود برخی اطرافیان به مسیر حفظ قرآن، آرزو می‌کند روزی محافل قرآنی در کشور از نظر حضور مردم و عمق عمل به آیات، رونق بیشتری پیدا کنند و قرآن در رفتار و روابط روزمره جامعه، بیش از پیش دیده شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا